ديدن هلال در يكى از دو شهر هم افق ، براى مردم شهر ديگر نيز كفايت مىكند . نيز ديدن هلال در افق مكانهاى شرقى ، براى مكانهاى غربى كفايت مىكند ، امّا به قول مشهور ، ديدن آن در افق مكانهاى غربى ، براى مكانهاى شرقى كفايت نمىكند . « 3 »
افقه
افقه : آشناتر به احكام فقه .
از آن در فقه ، باب صلات و در اصول فقه ، بحث تعادل و تراجيح سخن رفته است .
الف - فقه برخى فقيهان قائلاند كه اگر اولياى ميّت در صلاحيّت براى امامت در نماز ميّت مساوى باشند ، افقه بر ديگران مقدّم است . قول منسوب به مشهور تقدّم اقرأ ( داراى قرائت نيكوتر ) ( - - ) اقرأ ) بر افقه است « 1 » ( - - ) نماز ميّت ) .
هرگاه مأمومان در امامت چند نفر با هم اختلاف نمايند ، يكى از مرجّحات افقه بودن است ، ليكن در اين كه اقرأ بر افقه مقدّم است ، يا عكس آن اختلاف مىباشد . قول اول مشهور است . « 2 »
ب - اصول در صورت تعارض دو روايت ، يكى از اسباب ترجيح ، افقه بودن راوى يكى از دو روايت در همهء طبقات يا برخى از آنها است ؛ از اين رو فقها روايات زراره ، محمد بن مسلم ، ابو بصير و مانند آنان را بر روايات ديگران مقدّم مىدارند « 3 » ( - - ) تعادل و تراجيح ) .
افكندن
افكندن : انداختن .
از آن به تناسب مواردى كه بدان اضافه مىشود در بابهاى حج و قصاص سخن رفته است .
به قول مشهور ، انداختن شپش بىآزار از بدن در حال احرام ( - - ) احرام ) ، حرام است . در ثبوت حكم ياد شده نسبت به
هامش
( 3 ) مستند العروة ( الصوم ) 2 / 116 .
1 جواهر الكلام 12 / 18 .
2 جواهر الكلام 13 / 357 - 362 .
3 فرائد الاصول 4 / 139 - 140 و عدة الاصول 1 / 152 - 153 .