تكليفى كه قبل از افاقه ترك شده است ، اگر ديوانگى ، بيهوشى يا مستى ، عذر ( - - ) عذر ) در ترك آن نباشد ، جبران آن پس از افاقه واجب است .
برخى حقوق مانند حق وكالت « 1 » با عروض ديوانگى ( - - ) ديوانگى ) باطل مىشود و براى ادامهء آن پس از افاقه ، تجديد وكالت ( - - ) وكالت ) لازم است ، امّا برخى حقوق مانند حق شفعه « 2 » ( - - ) شفعه ) باطل نمىشود .
( - - ) عقل )
افتاء
- - ) فتوا
افتتاح
- - ) آغاز
افتتان
- - ) فتنه
افتداء
- - ) فديه
افتراء
- - ) بهتان
افتراش
افتراش : گستردن / آميزش .
از مفهوم نخست در بابهاى صلات و حج سخن رفته است .
جواز گستردن فرش ابريشم و زرباف به قول مشهور « 1 » ، استحباب گستردن ساعد بر زمين در سجدهء شكر براى مرد و زن « 2 » و نيز براى زن در سجدهء نماز و كراهت آن براى مرد « 3 » ، و عدم جواز استفادهء محرم ( - - ) احرام ) از چيز معطّر حتى به صورت افتراش و ثبوت كفّاره در صورت استعمال « 4 » ، از احكام آن است .
واژهء افتراش به مفهوم دوم در باب نكاح در موارد الحاق ولد به كار رفته است .
در صورت آميزش ( - - ) آميزش ) با همسر - كه از آن به افتراش فعلى تعبير مىشود - چنانچه الحاق فرزند به پدر به سبب افتراش ، محتمل باشد ، فرزند به وى ملحق مىگردد . « 5 »
( - - ) قاعده فراش )
افتراق
افتراق : پراكندگى و از يكديگر جدا شدن .
افتراق از فرق ، مقابل جمع است ؛ چنان كه انفصال از فصل ، مقابل وصل
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 27 / 362 .
( 2 ) 37 / 291 .
1 جواهر الكلام 8 / 127 .
2 جامع المقاصد 2 / 316 .
3 جواهر الكلام 10 / 388 - 389 .
4 20 / 395 .
5 31 / 223 .