2 . فروختن امّ ولد : فروختن امّ ولد و نيز هرگونه تصرفى در او مانند بخشيدن كه موجب انتقال امّ ولد به ديگرى شود ، جايز نيست ، مگر در شرايط خاصى همچون زمانى كه مولا قيمت كنيز را بدهكار باشد و توان پرداخت آن را جز با فروختن كنيز نداشته باشد . « 9 »
3 . فرزندان امّ ولد : حكم استيلاد دربارهء فرزندان امّ ولد از غير مولا ، جارى نيست . بنابراين ، اگر امّ ولد با برده يا شخص آزادى با اين شرط كه فرزندانش از آن مولاى كنيز باشد ، ازدواج كند ، فرزندان كنيز بردهاند و فروختن آنان در حيات مولا و پس از مرگ او جايز است . « 10 »
4 . وصيّت : مولا مىتواند مالى را براى امّ ولد وصيّت كند ، امّا در اين كه در اين صورت از سهم ارث فرزندش آزاد مىشود يا از مال وصيّت شده ، اختلاف است . « 11 »
5 . ارث : امّ ولد ، از مولا ارث نمىبرد . « 12 »
6 . جنايت امّ ولد : اگر امّ ولد به اشتباه جنايتى به غير مولا وارد كند ، قيمت كنيز پس از فروختن وى يا خود كنيز به عنوان ديه به كسى كه جنايت بر وى واقع شده است ( مجنى عليه ) داده مىشود . اين نيز يكى از موارد جواز فروش امّ ولد است ، امّا برخى ميان حقوق مردم ( حق النّاس ) و حقوق خداوند ( حق اللّه ) تفاوت قائل شدهاند و جبران خسارت را در حقوق مردم بر عهدهء مولا دانستهاند . « 13 » اگر امّ ولد مولاى خود را به اشتباه بكشد و نيز اگر او را به عمد از پاى در آورد و وارثان مولا او را عفو كنند ، « 14 » چيزى بر او نيست و از سهم ارث فرزند خود آزاد مىشود . « 15 »
7 . عدّهء امّ ولد : به قول مشهور ، عدّهء امّ ولد پس از مرگ مولا ، چهار ماه و ده روز است و نيز به قول مشهور متأخّران ، عدّهء او در صورت ازدواج پس از مرگ شوهر ، همين مقدار است . « 16 »
هامش
( 9 ) الروضة البهية 3 / 257 - 259 و جواهر الكلام 34 / 378 و 22 / 374 .
( 10 ) جواهر الكلام 34 / 385 .
( 11 ) 382 و 28 / 371 .
( 12 ) 39 / 61 .
( 13 ) 34 / 382 .
( 14 ) 34 / 386 .
( 15 ) 42 / 117 .
( 16 ) الحدائق الناضرة 25 / 510 و 514 و جواهر الكلام 32 / 316 و 318 .