تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
آن ولىّ آن دو خواهد بود . برخى فقها استيفاى قصاص را تنها براى خود صغير و مجنون در صورت بلوغ و عاقل شدن ، جايز دانسته‌اند . « 6 » اگر مقتول ، ولىّ دم نداشته باشد ، امام ولىّ دم او است و حق استيفاى قصاص دارد « 7 » ( - - ) أئمّه ) . آلاتى كه براى قصاص نفس يا عضو به كار مىرود ، داراى شرايط خاصى همچون از جنس آهن بودن و به قول مشهور ، شمشير بودن است ( - - ) آلات قصاص ) . استيفاى قصاص از جانى پيش از بهبود يافتن جراحت شخصى كه جنايت عليه او صورت گرفته ، جايز است ؛ « 8 » هر چند شيخ طوسى به وجوب تأخير آن تا زمان بهبودى جراحت قائل مىباشد « 9 » ( - - ) قصاص ) . 4 . استيفاى حق الناس مالى : استيفاى دين : اگر بدهكار از پرداخت بدهى امتناع ورزد و طلبكار نيز شاهدى بر طلب خود نداشته باشد و يا با وجود شاهد ، دسترسى به قاضى نداشته باشد ، طلبكار در صورت دست يافتن به مال بدهكار ، مىتواند حق خود را از آن به عنوان تقاص ( - - ) تقاص ) استيفاء نمايد . « 10 » استيفاى مرتهن از گرو ( رهن ) : اگر راهن پس از فرارسيدن زمان بازپرداخت از دادن بدهى خود امتناع ورزد ، مرتهن در صورت وكالت داشتن از راهن در فروش گرو و نيز در صورت عدم وكالت و دسترسى نداشتن به حاكم شرع يا نداشتن بيّنه براى اثبات حق خود نزد حاكم ، مىتواند گرو را بفروشد و حق خود را از آن استيفاء نمايد ، امّا در صورت وجود حاكم و شاهد و عدم وكالت در فروش گرو ، بايد حق خود را به وسيلهء حاكم شرع استيفاء كند . « 11 » استيفاء در اجاره : با عقد اجاره ( - - ) اجاره ) ، مستأجر مالك منفعت و موجر مالك اجرت مىشود ، امّا مالكيّت موجر نسبت به اجرت متزلزل است و با استيفاى منفعت به وسيلهء مستأجر يا گذشت زمانى كه براى استيفاء كافى است ، مستقر مىشود . « 12 » در صورت شرط مباشرت مستأجر در استيفاى منفعت
هامش
( 6 ) جواهر الكلام 42 / 303 . ( 7 ) 43 / 355 . ( 8 ) 42 / 357 - 360 . ( 9 ) المبسوط 7 / 75 . ( 10 ) جواهر الكلام 40 / 391 . ( 11 ) 25 / 217 - 221 . ( 12 ) 27 / 273 .