انقلاب ( - - ) انقلاب ) و يا پخش و مستهلك شدن اجزاى چيزى از نظر عرف در چيزى ديگر كه غالب بر آن است .
كاربرد استهلاك در مورد استهلاك به سبب استحاله يا انقلاب در كلمات فقها اندك است و كاربرد رايج آن در مفهوم اخير است « 2 » كه در اين جا موضوع بحث مىباشد . اين نوع استهلاك يا به جهت ناچيز بودن « مستهلك » ( استهلاك شده ) و فزونى « مستهلك فيه » ( آنچه استهلاك در آن تحقّق يافته ) است مانند استهلاك قطرهاى خون در آب زياد ؛ و يا به جهت همجنس بودن مستهلك و مستهلك فيه ، مانند استهلاك قطرهاى آب در آب بيشتر . مراد از استهلاك در بيشتر موارد به ويژه نزد متأخّران ، نوع نخست است . اطلاق استهلاك بر نوع دوم ، مسامحه است ؛ زيرا امتزاج چيزى با هم جنس خود ، موجب افزايش آن خواهد بود ، نه نابودى . « 3 »
تفاوت اين نوع استهلاك با استحاله در آن است كه استحاله تبديل حقيقت چيزى به چيزى ديگر است مانند تبديل چوب به خاكستر ، ولى استهلاك ، از بين رفتن عرفى چيز مستهلك شده است ، نه تغيير و تبديل ماهيّت آن . از اين عنوان در بابهاى طهارت ، صلات ، صوم ، حج و اطعمه و اشربه به مناسبت بحث شده است .
اثر استهلاك : استهلاك موجب مىشود مستهلك ، حكم اوّلى خود را از دست داده و حكم مستهلك فيه بر آن مترتّب گردد . مهمترين موارد آن عبارت است از :
1 . استهلاك چيز پاك در پاك : در جواز استفادهء مجدد از آب به كار رفته براى غسل در وضو يا غسل ، اختلاف است . بنا بر قول به عدم جواز ، اگر چند قطره از آن آب در آبى ديگر بريزد و مستهلك گردد ، از آن جهت كه بر چنين آبى ، آب مستعمل صدق نمىكند ، وضو و غسل با آن جايز است « 4 » ( - - ) آب مستعمل ) .
غورهاى كه چند دانه انگور در ميان آن است ، پس از آن كه آب مجموع گرفته شد و آب انگور در آب غوره ( - - ) آب غوره ) مستهلك گشت ، اگر بجوشد - بنا بر قول به نجاست آب انگور ( - - ) آب انگور ) با
هامش
( 2 ) جواهر الكلام 36 / 319 و 376 .
( 3 ) التنقيح ( الطهارة ) 1 / 379 .
( 4 ) مستمسك العروة 1 / 236 .