دو روز ؛ سه روز ؛ تا پايان روز دهم « 3 » ؛ تخيير ميان يك ، دو و سه روز « 4 » ؛ وجوب استظهار به يك روز و تخيير ميان استظهار به دو ، سه يا تا پايان روز دهم و عدم آن « 5 » ؛ واگذار كردن امر به حائض تا خود ، به مدّت مورد نياز براى استظهار دست يابد . « 6 » قول نخست به مشهور نسبت داده شده است . « 7 »
واژهء استظهار در اعمال حائض ، كاربرد ديگرى نيز دارد و آن ، تفحّص از حال خود از حيث پاك شدن است ؛ بدين معنا كه حائض پس از قطع ظاهرى خون ، براى دستيابى به قطع واقعى آن ، پنبهاى درون فرج قرار مىدهد و در صورت آلوده نشدن پنبه به خون ، قطع به طهارت پيدا مىكند . « 8 »
استظهار نفساء : آنچه در استظهار حائض - به هر دو معنا - گذشت ، در زنى كه خون نفاس ( - - ) نفاس ) ديده نيز جارى است . « 9 »
مفهوم دوم : واژهء استظهار به معناى تحفّظ در باب طهارت ، مبحث استحاضه ، وضو و غسل آمده است .
استظهار مستحاضه : تحفّظ از خروج خون و تعدى آن به ساير بدن يا لباس در حدّ توان براى نماز ، بر مستحاضه واجب است . « 10 »
استظهار مسلوس و مبطون : واجب است فرد مسلوس ( - - ) مسلوس ) و مبطون ( - - ) مبطون ) براى نماز با استفاده از كيسه و مانند آن از سرايت نجاست ( ادرار يا مدفوع ) به ساير بدن يا لباس ، تحفظ نمايد . « 11 »
استظهار در وضو و غسل : دست كشيدن به بدن در غسل ، گشودن چشمها هنگام شستن صورت براى رسيدن آب به اطراف آنها و نيز نفوذ دادن و رساندن آب به مواضعى مانند لاى موهاى نرم ، زير بغل ، ناف و زير پستان - كه بدون اين عمل نيز آب به اين جاها نفوذ مىكند - به جهت احتياط مستحب است . رساندن آب و دست كشيدن به مواضعى كه نفوذ آب به آنها متوقّف بر اين عمل مىباشد ، واجب است . « 12 »
مفهوم سوم : واژهء استظهار به معناى چيرگى در باب قضاء آمده است .
هامش
( 3 ) جواهر الكلام 3 / 194 .
( 4 ) مستمسك العروة 3 / 270 .
( 5 ) التنقيح ( الطهارة ) 6 / 315 .
( 6 ) منتهى المطلب 2 / 316 - 320 .
( 7 ) جواهر الكلام 3 / 195 .
( 8 ) مستمسك العروة 3 / 460 .
( 9 ) العروة الوثقى 1 / 362 - 364 .
( 10 ) جواهر الكلام 3 / 348 .
( 11 ) الحدائق الناضرة 3 / 307 .
( 12 ) جواهر الكلام 3 / 107 و 2 / 189 ؛ الحدائق الناضرة 3 / 113 و 2 / 165 .