در نبرد با گروهى ديگر از ايشان با وجود مصلحت و نداشتن مفسده ، جايز است . « 7 »
قضاء : كمك گرفتن غير ضرورى از قاضى ستمگر با مراجعه به او براى احقاق حق ، حرام است ، امّا در صورت توقّف گرفتن حق بر آن ، جايز است . « 8 »
لقطه : بر يابندهء كودك گمشده ، در صورتى كه براى كودك مالى نباشد و نيز فردى كه به رايگان نفقهء او را بپردازد ، وجود نداشته باشد ، واجب است براى پرداخت نفقهء او در صورت امكان از حاكم اسلامى و در صورت عدم امكان از مسلمانان - كه خود نيز يكى از آنان است - كمك بگيرد « 9 » ( - - ) لقيط ) .
( - - ) اعانت )
استعداء
استعداء : اقامهء دعوا .
واژهء استعداء از « عدو » به معناى يارىخواهى از كسى در امرى است ، ليكن در فقه ، در باب قضاء ، در مورد درخواست يكى از دو طرف دعوا ( مدّعى ) از قاضى جهت گرفتن حق او از طرف ديگر ، به كار رفته است . به درخواست كننده « مستعدى » ( مدّعى ) و به متجاوز « مستعدى عليه » ( مدّعى عليه ) گفته مىشود ( - - ) دعوا ) .
استعداد :
- - ) آمادگى
استعفاف
استعفاف : عفّت ورزيدن .
از آن در بابهاى تجارت و وصيّت به مناسبت سخن رفته است .
مستحب است كاسب به انگيزهء بىنياز شدن و استعفاف از مردم ( دست نياز به سوى آنان دراز نكردن ) ، تجارت كند . « 1 »
در اين كه سرپرست اموال يتيم در صورت بىنيازى مىتواند از اموال وى ، اجرت المثل ( - - ) اجرت المثل ) خود را بردارد يا بر او واجب است عفّت ورزد و چشمداشتى به مال يتيم نداشته باشد ، اختلاف است . « 2 »
هامش
( 7 ) 21 / 193 و 346 .
( 8 ) 40 / 35 .
( 9 ) 38 / 165 .
1 جواهر الكلام 22 / 449 .
2 28 / 442 و تحرير الوسيلة 2 / 107 .