ديهء لبهاى كسى كه بر اثر جنايت وارده ، به گونهاى سست و آويزان شده كه هنگام خنديدن از دندانها جدا نمىگردد ، دو سوم ديهء كامل ( - - ) ديه ) است . قول به ثبوت ديهء كامل از برخى قدما نقل شدهاست . « 2 »
استرداد
استرداد : بازپس گرفتن .
از آن در بسيارى از بابهاى عقود مانند تجارت ، وديعه ، عاريه ، اجاره و هبه و در برخى بابهاى احكام مانند غصب ، لقطه و ارث سخن گفته شده است .
مهمترين موارد استرداد عبارت است از :
1 . فساد عقد ( - - ) عقد ) .
2 . فسخ عقد ( - - ) فسخ ) يا اقالهء آن ( - - ) اقاله ) .
3 . اجازه ندادن مالك ( - - ) اجازه ) در عقد فضولى ( - - ) عقد فضولى ) .
در موارد ياد شده هر يك از صاحبان مال ، مال خود را بازپس مىگيرد . براى مثال ، فروشندهء كالاى فروخته شده و خريدار ، پول پرداختى را .
4 . تمام شدن مدّت اجاره ( - - ) اجاره ) .
5 . امانتها مانند عاريه ( - - ) عاريه ) ، وديعه ( - - ) وديعه ) و لقطه ( - - ) لقطه ) .
6 . غصب ( - - ) غصب ) .
7 . هبهء غير لازم ( - - ) هبه ) .
8 . بدهى كه به ذمّهء ميّت يا مفلّس ( - - ) تفليس ) است ، در صورتى كه عين مال موجود باشد ( - - ) ارث ) .
در همهء موارد ياد شده ، صاحب مال ، مال خود را بازپس مىگيرد ، البته همان گونه كه استرداد به بازپس گرفتن عين مال محقّق مىشود ، در صورت موجود نبودن عين مال به مثل آن ، در صورتى كه مثلى ( - - ) مثلى ) باشد مانند كتاب و يا قيمت آن در صورتى كه قيمى ( - - ) قيمى ) باشد مانند أنگشتر تحقّق مىيابد .
استرسال
استرسال : بلند و فروهشته شدن مو / اطمينان كردن به كسى / روانه شدن .
مفهوم نخست : در باب طهارت آمده است .
هامش
( 2 ) 43 / 207 .