در وضو ، شستن آن مقدار از محاسن كه بر اثر بلند شدن ، از حدّ صورت خارج گشته است ، واجب نيست . « 1 » برخى بر استحباب آن تصريح كردهاند . « 2 » در اين كه براى مسح سر يا پا - در صورت كفايت نكردن آب دست - مىتوان از رطوبت آن مقدار از محاسن كه از حدّ صورت بيرون رفته استفاده كرد يا نه ، اختلاف است . « 3 »
مفهوم دوم : از آن در باب تجارت سخن رفته است .
در رواياتى چند ، از مغبون كردن ( - - ) غبن ) و نيرنگ زدن شخص به كسى كه در معامله به وى اطمينان مىكند ، نهى شده است . « 4 » برخى از نهى كراهت اين عمل « 5 » و برخى ديگر حرمت آن را استفاده كردهاند ، بلكه به بطلان معامله ، تصريح نمودهاند ؛ هر چند صحّت آن ، به ظاهر كلمات فقها نسبت داده شده است « 6 » ( - - ) خيار غبن ) .
مفهوم سوم : در باب صيد و ذباحه آمده است .
آنچه سگ شكارى آموزش ديده ، صيد كرده ، حلال است . از جملهء شرايط سگ شكارى آن است كه با تحريك و ارسال صاحبش به سمت صيد روانه شود و اگر بدون فرستادن صاحبش در پى صيد رود ، صيد ، حلال نيست ، مگر آن كه صاحبش پس از استرسال و رفتن سگ ، آن را با فرياد از رفتن بازدارد ، سپس به سمت صيد روانه كند « 7 » ( - - ) سگ شكارى ) .
استرعاء
استرعاء : درخواست گواه اصل از ديگرى براى شهادت .
استرعاء بدين معنا است كه شاهد اصل به ديگرى مىگويد : گواه باش كه من بر اين امر شهادت مىدهم تا تو بر اين شهادت من گواهى دهى . به ديگرى كه متحمل گواهى شاهد اصل شده است ،
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 2 / 153 .
( 2 ) 155 .
( 3 ) 189 ؛ العروة الوثقى 1 / 211 و مهذّب الاحكام 2 / 373 .
( 4 ) وسائل الشيعة 18 / 31 .
( 5 ) مستند الشيعة 14 / 390 و جواهر الكلام 23 / 41 و 42 .
( 6 ) مستند الشيعة 14 / 396 .
( 7 ) جواهر الكلام 36 / 19 و 27 .