و فطرى نيست ؛ گرچه برخى در ثبوت حكم نسبت به مرتدّ فطرى - بنا بر قول به پذيرفته نشدن توبهء او - اشكال كردهاند . « 14 »
در اين كه ارتداد در اثناى عمل عبادى مانند اذن ، نماز و روزه ، موجب بطلان آن مىشود - هرچند پس از ارتداد ، فورى توبه كند - يا نه ، اختلاف است . « 15 »
در صحّت روزهء روزهدارى كه مرتدّ شود ، سپس پيش از آن كه روزهء خود را باطل كند ، توبه نمايد ، اختلاف است « 16 » ، ليكن احرام محرمى كه در اثناى احرام ( - - ) احرام ) مرتدّ شود ، سپس توبه كند ، باطل نمىشود . « 17 » همچنين ارتداد به هنگام وضو و غسل - در صورت توبهء فورى - موجب بطلان نمىشود . « 18 »
4 . نكاح مرتدّ : بحث رابطهء ارتداد و نكاح از دو حيث مطرح است : نكاح موجود و ازدواج جديد .
نكاح موجود : اگر زن و شوهر يا يكى از آن دو مرتدّ شوند ، در صورتى كه ارتداد پيش از دخول باشد ، عقد نكاح باطل مىشود ، و اگر پس از دخول باشد ، در مرتدّ فطرى حكم پيش از دخول جارى است ، ولى بطلان عقد در مرتدّ ملّى و نيز زن مرتدّ اعم از فطرى و ملّى ، منوط به اتمام عدّه ( - - ) عدّه ) است . در صورت توبه پيش از تمام شدن زمان عدّه ، عقد باطل نمىشود . « 19 »
ازدواج جديد : ازدواج مرد مرتدّ با زن مسلمان و عكس آن پيش از توبه جايز نيست . در جواز ازدواج مرتدّ با غير مسلمان ( اهل كتاب ) ، اختلاف است . ازدواج براى مرتدّ ملّى و نيز فطرى - بنا بر قول به قبول توبهء او - پس از توبه جايز است . « 20 »
اگر زن قبل از دخول مرتدّ شود ، استحقاق مهر ندارد ، و اگر شوهر پيش از آن مرتدّ گردد ، در اين كه زن مستحق همهء مهر يا نصف آن است ، اختلاف مىباشد . در ارتداد پس از دخول ، مهر ثابت است . « 21 »
5 . ولايت مرتدّ : مرد مرتدّ بر فرزندانش كه مسلمان يا در حكم مسلمان هستند ، ولايت ندارد . « 22 »
6 . فرزند مرتدّ : فرزندى كه پيش از ارتداد پدر و مادر يا يكى از آنان
هامش
( 14 ) جواهر الكلام 13 / 14 .
( 15 ) 9 / 120 و 16 / 327 و العروة الوثقى 2 / 466 .
( 16 ) جواهر الكلام 16 / 327 .
( 17 ) 17 / 304 ؛ العروة الوثقى 2 / 466 .
( 18 ) جواهر الكلام 9 / 121 و العروة الوثقى 2 / 466 .
( 19 ) جواهر الكلام 30 / 47 - 50 .
( 20 ) العروة الوثقى 1 / 142 .
( 21 ) جواهر الكلام 30 / 48 .
( 22 ) 41 / 629 .