آن ساخته شده است كه گوىهاى كوچكى جهت بازى در آن خانهها اندازند ، اربعة عشر مىگويند . فقيهان در باب تجارت ، در بحث قمار ( - - ) قمار ) ، از آن به عنوان وسيلهاى كه با آن قمار مىشده است ، ياد كردهاند « 1 » ( - - ) آلات قمار ) .
ارت
ارتّ : شخص داراى لكنت / تبديل كنندهء حرفى به حرف ديگر / تبديل كنندهء لام به تاء / ادغام كنندهء حرفى در حرف ديگر بر خلاف تلفّظ مردم .
ارتّ در باب صلات به كار رفته است .
امامت ارتّ به معناى نخست براى غير ارتّ مكروه است ، اما به ديگر معانى به قول مشهور جايز نيست . « 1 »
( - - ) الثغ )
ارتباط
- - ) رابطه
ارتثاث
ارتثاث : حمل مجروح به پشت جبهه .
به حمل مجروح داراى رمق به پشت جبهه ، ارتثاث و به شخص مجروح « رثيث » و « مرتثّ » گفته مىشود و از آن در باب طهارت ، احكام اموات سخن رفته است .
مجروح اگر پس از انتقال به پشت جبهه شهيد ( - - ) شهيد ) شود ، بايد غسل و كفن گردد . « 1 »
ارتداد
ارتداد : كافر شدن پس از مسلمانى .
به مسلمانى كه از آيين اسلام خارج شده و كفر را برگزيده است ، « مرتدّ » گفته مىشود . واژهء ارتداد ريشهء قرآنى دارد . « 1 »
جايگاه اصلى عنوان ياد شده باب حدود است و از آن به مناسبت در بابهايى مانند طهارت ، صلات ، زكات ، صوم ، حج ، تجارت ، نكاح ، و ارث سخن رفته است .
برخى نيز در باب مستقلى تحت عنوان « كتاب مرتدّ » ، از آن بحث كردهاند .
هامش
( 1 ) مسالك الافهام 14 / 176 - 177 .
1 الحدائق الناضرة 11 / 194 - 195 و جواهر الكلام 13 / 342 - 344 .
1 السرائر 1 / 166 - 167
1 بقره / 217