ادماء
ادماء : خون برآوردن .
از آن در بابهاى صوم ، حج ، نكاح و كفّارات ، سخن رفته است .
صوم : خون گرفتن به حجامت ( - - ) حجامت ) و مانند آن در صورتى كه موجب ضعف گردد ، و همچنين هر كارى كه سبب بيرون آمدن خون در دهان شود ، براى روزهدار مكروه است . « 1 »
حج : در حرمت ادماء براى محرم ( - - ) احرام ) بدون ضرورت ، اختلاف است . « 2 » مفتى اگر به اشتباه به كوتاه كردن ناخن محرم فتوا دهد و گرفتن ناخن توسط وى سبب ادماء گردد ، مفتى بايد يك گوسفند كفّاره بدهد . « 3 »
نكاح : در صورت مؤثّر واقع نشدن روشهاى نصيحت ، كنارهگيرى و برخورد تند زبانى در رفع نشوز زن ناشزه ( - - ) نشوز ) ، شوهر مىتواند - به اندازهاى كه سبب تنبيه زن و بازگشت او از حالت نشوز شود - او را بزند ، به شرط آن كه موجب ادماء نگردد . « 4 »
كفّارات : زن اگر در مصيبت كسى صورت خود را به حدّى كه خون برآيد ، بخراشد بايد كفّاره قسم ( - - ) قسم ) بپردازد .
برخى نيز به ثبوت كفّاره به صرف خراشيدن - هرچند خون بيرون نيايد - تصريح كردهاند . « 5 »
ادمان
ادمان : مداومت بر انجام كارى ( - - ) مداومت ) .
ادنى الحل
ادنى الحلّ : نزديكترين موضع به حرم .
ادنى الحل بر مواضعى از حلّ كه از ديد عرف نزديك حرم ( - - ) حرم ) محسوب مىشود ، اطلاق شده و در باب حج مورد بحث قرار گرفته است .
ادنى الحل ، ميقات ( - - ) ميقات ) عمرهء مفرده ( - - ) عمرهء مفرده ) است براى اهل مكّه يا كسانى كه در مكّه مجاورند يا افرادى كه بين ميقاتهاى پنجگانه
هامش
( 1 ) العروة الوثقى 2 / 201 .
( 2 ) جواهر الكلام 18 / 407 - 410 .
( 3 ) 20 / 402 .
( 4 ) الروضة البهية 5 / 428 .
( 5 ) 3 / 17 .