ادلاء
ادلاء : انتساب به كسى / دادن مال .
واژهء ادلاء در اصل به معناى انداختن دلو به چاه است ، ليكن به طور مجاز به معناى انتساب به فردى ، دادن مال به كسى و به زير انداختن سر به كار رفته است . و بيشتر موارد كاربرد آن باب ارث و به معناى انتساب نسبى ( - - ) انتساب ) به ميّت است كه از اسباب ارث بردن ( - - ) ارث ) مىباشد .
ادلال
ادلال : منّت نهادن .
ادلال در مقام عبادت به اين است كه بنده بپندارد خداوند را بيش از حدّ استحقاق عبادت كرده است و همين مسأله او را از برآورده نشدن خواستههايش در پيشگاه خداوند به شگفتى وادارد كه خطر آن از خطر عجب بالاتر است . از اين موضوع در باب صلات بحث شده است .
ادلال بر خداوند ، از موانع قبولى نماز ، بلكه هر عبادتى است ، ليكن به قول مشهور ، موجب بطلان عمل نمىشود ؛ خواه مقارن با عمل باشد يا بعد از آن « 1 » ( - - ) منّت ) .
ادلّهء اربعه
ادلّهء اربعه : دليلهاى چهارگانه بر احكام شرعى .
ادلّهء اربعه عبارتند از كتاب ( - - ) قرآن ) ، سنّت ( - - ) سنّت ) ، اجماع ( - - ) اجماع ) و عقل ( - - ) عقل ) كه استنباط احكام شرعى از آنها صورت مىگيرد و در اصول فقه ، مبحث حجج به تفصيل بحث شده است .
دلائل احكام شرعى نزد شيعهء اماميّه محدود به چهار دليل ياد شده است . تنها اخباريان ( - - ) اخبارى ) به دو دليل اول معتقدند . البته حقيقت اجماع در منظر شيعهء اماميّه به سنّت برمىگردد ؛ زيرا حجيّت اجماع نزد آنان از جهت كاشف بودن آن از قول معصوم عليه السّلام است .
از اين رو ، اجماعى كه چنين كاشفيّتى ندارد مانند اجماع مدركى ( - - ) اجماع مدركى ) حجّت نخواهد بود . « 1 »
هامش
( 1 ) التنقيح ( الطهارة ) 5 / 31 - 35 و جواهر الكلام 11 / 93 .
1 اصول الفقه 2 / 87 .