اداى شهادت
اداى شهادت : گواهى دادن بر امرى .
اداى شهادت مقابل تحمّل شهادت ( - - ) تحمّل شهادت ) است ، و در باب شهادات به كار رفته است .
اداى شهادت به هنگام درخواست از شاهد ، واجب كفايى ( - - ) وجوب كفايى ) و در صورت يكى بودن شاهد ، واجب عينى ( - - ) وجوب عينى ) است ، امّا در اين كه تنها در صورت درخواست « مشهود له » از شاهد براى تحمّل شهادت ، شهادت بر وى واجب است يا مطلقا ، اختلاف است . قول دوم به ظاهر كلمات بيشتر فقيهان نسبت داده شده است . « 1 »
مزد گرفتن براى اداى شهادت جايز نيست . در صورت توقّف اداى شهادت بر هزينه كردن مال مانند اين كه نياز به سفر باشد ادا واجب نيست ، مگر آن كه هزينهء لازم پرداخت شود و اداى شهادت توسط شاهد بر شهادت ( شهادت فرع ) نيز ممكن نباشد كه در اين صورت ، اداى شهادت بر شاهد اصل ، واجب است . « 2 »
اداى شهادت شخص لال ، با اشارهاى كه شهادت او را بفهماند ، صورت مىگيرد « 3 » ( - - ) شهادت ) .
ادب
- - ) آداب
ادخال
ادخال : داخل كردن / آميزش ( - - ) آميزش ) .
معناى نخست در باب طهارت و حج آمده است .
وارد كردن چيزى كه از دين نيست در آن ، حرام و تشريع ( - - ) بدعت ) است . « 1 » ادخال عين نجاست به مسجد در صورت عدم سرايت اگر موجب هتك حرمت گردد ، حرام و گرنه ، جايز است . « 2 »
داخل كردن يكى از حج ( - - ) حج ) و عمره ( - - ) عمره ) در ديگرى به اين كه قبل از تمام شدن يكى به ديگرى بپردازد ، جايز نيست . « 3 » به قول مشهور ، وارد كردن مقام ابراهيم ( - - ) مقام ابراهيم ) در طواف جايز نيست . « 4 » ادخال حجر
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 41 / 183 - 187 .
( 2 ) 22 / 124 .
( 3 ) مسالك الافهام 14 / 241 .
1 جواهر الكلام 2 / 278 .
2 منهاج الصالحين ( خويى ) 1 / 114 .
3 جواهر الكلام 18 / 250 - 254 .
4 19 / 295 .