او قربانى صورت گرفته است ، در وجوب تبديل حج به عمرهء مفرده يا حصول تحلّل به قربانى بدون نياز به تبديل ، اختلاف است . بنابر قول دوم ، طواف و سعى بر او واجب است . « 8 »
احصار در حج قران : كسى كه در حج قران ( - - ) حج قران ) محصور شده است ، به قول مشهور ، واجب است در سال ديگر حج قران را انجام دهد . « 9 »
احصار در عمره : تحقّق حصر در عمرهء مفرده به مانع شدن بيمارى از ورود به مكّه و يا انجام مناسك آن پس از دخول در مكّه است « 10 » و حكم آن همانند حكم محصور در حج است و حلال شدن زن بر محصور در عمرهء مفرده ، منوط به انجام عمره پس از رفع حصر مىباشد . « 11 »
احصان
احصان : فراهم بودن زمينهء زناشويى با همسر يا كنيز / پاكدامنى .
واژهء احصان ريشهء قرآنى « 1 » و روايى « 2 » دارد و دربارهء هر يك از زن و مرد به كار رفته است . به مرد داراى احصان « محصن » و به زن ، « محصنه » گفته مىشود .
احصان به معناى اول در باب شهادات و حدود مورد بحث قرار گرفته است .
احصان در مرد عبارت است از نزديكى بالغ عاقل با همسر دائمى يا كنيز خود از قبل و فراهم بودن زمينهء اين عمل در هر صبح و شام « 3 » و در زن عبارت است از وطى زن آزاد بالغ عاقل توسّط همسر دائمى و بالغ در قبل به مقدارى كه موجب غسل شود . « 4 » فراهم بودن زمينهء اين عمل در صبح و شام تنها در حق مرد معتبر است . « 5 »
در ثبوت حدّ رجم زناكار اعم از مرد و زن ، احصان شرط است . « 6 » حدّ سحق ( - - ) مساحقه ) در زن غير محصنه و به قول مشهور در زن محصنه ، صد تازيانه است ، نه سنگسار كردن . « 7 » ( - - ) رجم )
هامش
( 8 ) مستند الشيعة 13 / 154 و جواهر الكلام 20 / 156 و معتمد العروة 5 / 456 - 458 .
( 9 ) جواهر الكلام 20 / 157 - 159 .
( 10 ) مستند الشيعة 13 / 138 - 139 .
( 11 ) معتمد العروة 5 / 451 - 452 .
1 نساء / 24 و 25 .
2 وسائل الشيعة 28 / 68 .
3 جواهر الكلام 41 / 269 و مبانى تكملة المنهاج 1 / 201 و 206 .
4 الروضة البهية 9 / 80 .
5 جواهر الكلام 41 / 276 .
6 262 .
7 387 - 388 .