موردى كه فردى به اكراه ديگرى ، مال غير را تلف كرده است ، در اين صورت ، ضمان بر عهدهء مكره است نه مكره « 4 »
( - - ) اكراه ) .
اتلاف ؛ قاعده
- - ) قاعدهء اتلاف
اتمام
اتمام : تمام كردن .
واژهء اتمام در فقه به صورت اضافه به نماز و عمل به كار رفته است . مراد از اتمام نماز ، تمام گزاردن نمازهاى چهار ركعتى در مقابل قصر ( - - ) قصر ) و از اتمام عمل ، به پايان رساندن عمل آغاز شده و رها نكردن آن در اثنا است . از اتمام نماز در باب صلات و از اتمام عمل در بابهايى همچون صوم و حج سخن رفته است .
اتمام نماز : اتمام نماز بر حسب موارد به واجب و مستحب و حرام تقسيم مىشود .
واجب : اتمام نماز در وطن « 1 » ، در سفر معصيت « 2 » و براى كسى كه شغل او مسافرت است « 3 » و نيز مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند « 4 » يا سى روز با ترديد در محلى اقامت كرده است ، واجب مىباشد . « 5 »
مستحب : مسافر مخيّر است در اماكن اربعه ( - - ) اماكن اربعه ) نمازهاى چهار ركعتى را شكسته يا تمام بخواند ، ليكن تمام خواندن افضل است . « 6 »
حرام : اتمام نماز در سفر به جز موارد ياد شده از روى علم و عمد ، حرام و موجب بطلان نماز است و اعادهء نماز در وقت و قضاى آن در خارج وقت ، واجب است و اگر بر اثر جهل به حكم سفر تمام خوانده است ، بنابر قول مشهور ، اعاده و قضا واجب نيست ، ولى چنانچه از روى فراموشى بوده بنا بر مشهور تنها در صورت بقاى وقت اعاده واجب است . « 7 »
اتمام عمل : مراد اتمام عمل عبادى است و عمل عبادى يا واجب است و يا مستحب .
هامش
( 4 ) 37 / 57 .
1 جواهر الكلام 14 / 245 .
2 257 .
3 268 .
4 303 .
5 العروة الوثقى 2 / 157 .
6 جواهر الكلام 14 / 329 .
7 342 - 347 .