اسلحه ( - - ) سلاح ) را از پيش فراهم كنند . « 5 »
ابضاع
ابضاع [ - بضاعه ] : دادن مال براى تجارت بدون در نظر گرفتن سود براى عامل .
احكام آن در باب مضاربه آمده است .
در ابضاع ، مالك مال خود را براى تجارت در اختيار عامل قرار مىدهد و تمام سود از آن مالك است ، امّا آنچه فقيهان در آن اختلاف دارند اين است كه آيا در ابضاع ، مجّانى كار كردن عامل معتبر است يا اين كه عامل مىتواند مجّانى كار نكند و مستحق اجرة المثل ( - - ) اجرت ) گردد . « 1 »
ابضاع عقدى است جايز كه هر يك از مالك و عامل مىتوانند آن را فسخ كنند . « 2 » اگر مالك به قصد ابضاع به عامل بگويد با اين مال تجارت كن و سود آن براى من باشد و عامل هم قبول كند ، ابضاع واقع مىشود . « 3 »
ابطال
ابطال : باطل كردن ، نابود ساختن .
عنوان ابطال در فقه به دو گونه به كار رفته است :
1 . با اضافه به عملى - خواه عبادى يا غير عبادى - كه متعلّق يا موضوع حكم شرعى است . ابطال عمل يا به ايجاد سبب بطلان ( مبطل ) بعد از وقوع عمل به شكل صحيح است مانند ابطال وضوى صحيح با خارج كردن باد معده ؛ يا به ناصحيح انجام دادن عمل از ابتدا همچون ايجاد عقد قرض به شرط زياده ؛ و يا به قطع عمل شروع شده و صرف نظر كردن از ادامهء آن مانند قطع نماز در اثنا . « 1 » البته برخى صدق عنوان ابطال بر صورت سوم را مورد تأمّل و اشكال قرار دادهاند . « 2 »
از آن جا كه تعيين موارد و نيز اسباب ابطال عمل ، از شئون شارع مقدّس است
هامش
( 5 ) فقه القرآن 1 / 333 .
1 جواهر الكلام 26 / 336 - 338 .
2 مبانى العروة ( المضاربة ) 3 / 38 - 39 .
3 جواهر الكلام 26 / 366 .
1 فرائد الاصول 2 / 377 - 378 .
2 عوائد الايام / 429 .