تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
كنيم ( مانند زرملو و فرانكل ) كه با اين اصول تناقضات از بين مىرود ، نفس آن تناقض را از ميان نبرده‌ايم و آن تناقض به قوت خود باقى است و براى حلّ آن بايد به روش‌هاى منطقى روى آورد . وانگهى بايد پيش از هرچيز صحت آن اصول را اثبات كنيم . حل مسائل منطقى بايد در منطق و در صورت نبودن يك راه‌حل منطقى بايد در فلسفه جستجو شود و الا از نظر عقلى داراى حجيّت و اعتبار نيست . بايد مفاهيم منطقى را دنبال كنيم و آنها را برسانيم به مفاهيم ضرورى ، بديهى و اوليه‌اى كه بداهت آنها در نظر عقل آشكار است . باز اين سؤال را مطرح مىكنيم كه مجموعه‌ها از نظر مفهومى چيست و با كدام يك از مفاهيم منطقى ما قابل انطباق است . پاسخ آن شايد اين باشد كه نزديكترين مفهوم مترادف با مجموعه در منطق اسلامى « كلّ » و « كلى » است و تعريفى كه از مجموعه‌ها به عمل آورده‌اند و اصول موضوعه‌اى كه براى آن وضع كرده‌اند و صفات و خصوصياتى كه براى آن در نظر گرفته‌اند گاهى آن را با مفهوم كل و گاهى آن را با مفهوم كلى نزديك مىكند و خلط ميان كل و كلى ، منشأ برخى از تعارضات و تناقضات شده است . چرا مىگوئيم كه صفات كل و كلى در مجموعه‌ها وجود دارد ؟ پيش از پرداختن به اين بحث لازم است تا كل و كلى و مجموعه را تعريف كنيم و فرق ميان آنها را متذكر شويم . آن‌گاه گفتار ما اندكى روشن‌تر خواهد شد . تعريفى كه علماى منطق ما از كلى به عمل آورده‌اند اين است : اگر لفظى كه بر معنائى دلالت مىكند ( مفهوم ) قابل صدق بر كثيرين باشد يا به تعبير ديگر اقتضاى شركت داشته باشد و يا اقتضاى منع شركت نكند ، آن را كلى گويند ، مثل انسان ، خورشيد ، عنقا ، كه همه
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 246 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى