نباشد ، يعنى مجموعه تهى را ، مجموعه مستقلى فرض مىكنند پس مجموعه در اينجا كل نيست ، بلكه كلى است .
پرسشى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه چگونه مجموعه مىتواند هم مابازاى كل و هم مابازاى كلى باشد ، آيا اين خود يك تناقض و منشاء تناقض نيست ؟ پاسخ اين است كه مانعى ندارد كه مجموعه به دو اعتبار مختلف مصداق كل و كلى باشد مثلا اگر مجموعه همه انسانها ( زيد ، عمرو ، بكر ، خالد ، . . . ) را در خارج در نظر بگيريم يك كل است ولى اگر مفهوم واحد انسان را كه قابل حمل بر اين افراد كثير انسان است ملحوظ بداريم ، ديگر كل نيست بلكه كلى است ، پس اشكالى ندارد كه مجموعه به دو اعتبار مختلف كل و كلى باشد ، اشكال از آنجا ناشى مىشود كه اين دو اعتبار مختلف را ناديده بگيريم و يا اينكه هردو را در يك اعتبار خلاصه كنيم ( چنان كه روش غريبان است )
از ديگر مسائلى كه ما را در حل مسأله تعارضات كمك مىكند ، بررسى مفهوم تعارض است . تعارض ، چنانكه ديديم ، نوعى از تناقض است و ما در فلسفه اسلامى خواندهايم كه براى اينكه تناقض در عقل متحقق شود ، تحقق هشت وحدت ، يعنى وحدت موضوع ، محمول ، زمان ، مكان ، قوه و فعل ، شرط ، اضافه ، جزء و كل لازم است و گرنه تناقض وجود نخواهد داشت . مهمتر از همه شرطى است كه ملاصدرا بر شروط ثمانيه تناقض افزوده است و آن عبارت از وحدت حمل است .
اگر وحدت حمل متحقق نباشد ، ديگر نمىتوان سخن از تناقض گفت . مىتوان گفت كه كلى كلى است و كلى كلى نيست ، جزئى جزئى است و جزئى جزئى نيست ، منتها به دو حمل مختلف . اين قضايا هيچ تعارضى با يكديگر ندارند زيرا وحدت حمل در آنها ملحوظ
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٤٩