قضيه يا حالت كسى است كه يك قضيه را بيان مىكند و بدون اشاره به يك قضيه و حكم ، صدق و كذب بىمعنى است . برعكس قضيه زير از لحاظ منطقى درست و با معنى است : « من راست ( يا دروغ ) مىگويم كه حسن در خانه است . » زيرا در قضيه فوق راست گفتن ( يا دروغ گفتن ) وصف يك قضيه است .
اكنون فرض كنيم حالت كسى را كه مىگويد : « من هميشه دروغ مىگويم » آيا اين قضيه راست است يا دروغ ؟ پاسخ اين است كه اين قضيه يك قضيه ساده نيست بلكه تركيبى از چند قضيه ساده ، يك قضيه وراء ، و يك قضيه وراء وراء است . در ميان اين قضيه از زبان ساده اشياء و زبان وراء استفاده شده است و هرچند يك قضيه ساده مىنمايد ولى در واقع يك قضيه مركب است و مىتوان آن را بدينگونه تحليل كرد كه : من مىگويم يا من حكم مىكنم ( قضيه وراء وراء ) كه من دروغ مىگويم ( قضيه وراء ) ؛ يعنى هر قضيهاى را كه در مورد اشياء بيان مىكنم ( زبان ساده ) دروغ است ( زبان وراء ) و اين حكم هم مورد اذعان و تصديق من است ( زبان وراء وراء ) . چنان كه مىدانيم از شرايط تناقض ، وجود وحدتهاى هشتگانه است و وقتى كه يكى از اين وحدتها مراعات نشود تناقض تحقق پيدا نمىكند . وقتى ما دو يا چند زبان مختلف ( مثلا زبان ساده و زبان وراء ) را براى بيان امرى به كار مىگيريم ، تناقض وجود ندارد و ممكن است حكم ما در يك زبان ( مثلا ساده ) دروغ و در زبان ديگر ( مثلا زبان وراء ) راست باشد يا برعكس .
راهحل راسل - امّا براى دفع تعارضات غير لفظى ، يا تعارضات منطقى - رياضى از روش ديگرى استفاده شده است و از كسانى كه در دفع اين تعارضات بسيار كوشيدهاند ، برتر اندراسل فيلسوف
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٤٠