علامات چاپى چون نقطه و ويرگول ، با همهء تكرارهاى ممكن در نظر مىگيريم . دنبالههاى مكرّر را حذف مىكنيم . ديگر دنبالهها را در يك جدول به ترتيب الفبائى مثل يك فرهنگ لغت مىنويسيم ، به اين نحو كه از دو دنباله كه طول آنها مساوى نيست ، دنبالهاى را كه كوتاهتر است اوّل مىنويسيم و دو دنبالهاى را كه داراى طول مساوى است ، برحسب تقدّم الفبائى آنها ثبت مىكنيم . هر دنبالهاى را كه تعريف عدد حقيقى نيست حذف مىكنيم . آنچه مىماند مجموعهء اعداد حقيقى قابل تعريف شمارشپذير است . اكنون به جمله زير توجه مىكنيم : « فرض كنيم
a
يك عدد حقيقى باشد كه جزء صحيح آن صفر و
n
امين اعشار آن يك است اگر
n
امين اعشار عدد
n
در جدول صفر باشد و گرنه صفر است . » اين جمله كه در علامت نقل قول نوشته شده است تعريف يك عدد حقيقى است و بنابراين بايد در جدول موجود باشد . از طرف ديگر
a
از هريك از اعداد جدول متمايز است و بنابراين در جدول نيست .
حلّ تعارضات
ما حل اين تعارضات را از نقطهنظر فلاسفه ، رياضىدانان و علماى منطق غرب از يكسو ، و فلاسفه و علماى منطق اسلامى از سوى ديگر مورد بررسى قرار مىدهيم .
علماى مغرب زمين اين تعارضات را به دو دسته زبانى
( linguistic )
و منطقى
( logical )
تقسيم مىكنند . مقصود از تعارضات زبانى يا لغوى آن رشته از تعارضات است كه آنها را مىتوان به كمك زبان حل كرد ولى تعارضات منطقى با تحليل زبانشناختى و لغوى قابل حل نيست و احتياج به راهحل منطقى دارد .