احكام عملى ، صرف احكام اخلاقى و سياسى نيست بلكه شامل تمام احكامى مىشود كه در مقابل احكام خبرى مطابق با واقع ( بنابر تعريف مقبول حكما ) قرار دارند . به اين ترتيب علوم شعر و بلاغت و فقه و اصول و اخلاق و سياست و كلام ، اعتبارى است .
مىدانيم كه علم عملى در نظر متقدمان و بنابر مشهور شامل اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن بوده است ، امّا فارابى در احصاء العلوم گرچه به صراحت فقه و كلام را در ذيل عنوان علم عملى نياورده ، آن دو را پس از علوم مشهور به علوم عملى و در زمرهء اين علوم ذكر كرده است . بدون ترديد ادراكات اعتبارى باتوجه به مطالبى كه متقدّمان و به خصوص ارسطو و فارابى در خصوص فضائل عقلى و اخلاقى يا فضائل نظرى و فكرى و اخلاقى و عملى گفتهاند ، طرح شده است و در اين مقام است كه متقدمان اشارهاى به مناسبت ميان نظر و عمل كردهاند . مع ذلك درست نيست كه بحث ادراكات اعتبارى را تفصيل و شرح مطالب متقدمان بدانيم ؛ زيرا آقاى طباطبائى گرچه از مبادى متقدّمان به كلّى منصرف نشدهاند ، به بعضى از اقوال و آراء دورهء جديد هم نظر داشتهاند . متأسفانه نوشتهء آقاى طباطبائى بسيار مجمل است و شايد از آنجا كه آن را براى عموم نوشتهاند ، قسمتهاى آسان را با توضيح بسيار و معانى مشكل را به اشاره آورده باشند . ايشان به ملاحظه اينكه خوانندگان مبتدى در فلسفه گرفتار اصطلاحات و معانى دشوار فلسفه نشوند ، نظر خود را مىگويند و متعرض آراء گذشتگان نمىشوند . با اين روش گرچه نوشته را بالنسبه آسان مىتوان خواند و فهم ظاهر مطلب براى عدّهء بيشترى ميسّر مىشود ولى درك عمق مطلب دشوار مىشود . اهل فلسفه كه كتب فلسفى مىخوانند ، معمولا در باب معانى و مسائل فلسفى چيزهائى مىدانند و
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٣٤