اهل سنّت باطل است ؛ بلكه دوستى اين سه تن نزد اهل سنّت از دوستى على لازمتر است ؛ زيرا لزوم دوستى و مهرورزى به اندازه برترى است ، پس هر كه برتر باشد دوستى ما با او كاملتر خواهد بود . . . .
از طرفى ، در روايت صحيح آمده كه عمر در روز سقيفه به ابوبكر گفت : تو سرور ما و بهترين و دوست داشتنىترين فرد ما نسبت به پيامبر خدا هستى . « 1 » تفتازانى نيز در اين باره اظهار نظر كرده است . وى مىگويد : با توجه به ادلهء افضليت ابوبكر و عمر مىتوان « أحبّ خلقك » را تخصيص زد . « 2 » به هر حال ، اين مقدمه نيز بسيار روشن است و هيچ كس در آن اختلاف و ناسازگارى ندارد .
اما براى مقدمه چهارم ، دليلهاى عقلى و نقلى بسيارى داريم و بيشتر بزرگان اهل سنّت اعتراف دارند تا آن جا كه رواياتى را از صحابه پيامبر روايت نمودهاند كه آنها را در بخش شبهات آوردهايم . شريف جرجانى دربارهء شورا و اين كه چرا مشورت فقط در اين شش نفر قرار
هامش
( 1 ) . منهاج السنه : 7 / 106 و 107 . گفتنى است كه اين سخن از نظر سند و دلالت مردود است .
( 2 ) . شرح المقاصد : 5 / 299 . روشن است كه هيچ دليل با ارزشى بر اين برترى وجود ندارد .