بايد به سنّت نبوى رجوع كرد .
بنابراين ، كتاب و سنّت ، « حجّت معتبر » در عرصهء جدال به شمار مىآيند .
البتّه هيچ ترديدى در حجّيت كتاب وجود ندارد و مسلمانان در تصديق كتاب و احتجاج به آن در اختلافات ، اتّفاق نظر دارند .
همچنين حجّيت سنّت و لزوم تصديق و احتجاج به آن در همهء مسائل ، مورد اجماع و اتفاق نظر مسلمانان است ، اما همان گونه كه روشن است مسلمانان در شيوهء اثبات سنّت ، با يكديگر اختلاف دارند . . . .
بنابراين ، « مجادله كننده » بايد به آن بخش از سنّت نبوى احتجاج نمايد كه براى طرف مقابل ، حجيّت داشته باشد . . . .
به سخن ديگر ، احتجاج مسلمانان با يكديگر در بيشتر موارد با محوريت قرآن و سنّت ، انجام مىپذيرد . حجّيّت قرآن ، مورد اجماع و اتفاق نظر همهء مسلمانان است ، امّا در مورد سنّت ، اين چنين نيست ؛ به گونهاى كه بخشهايى از سنّت ، مورد تصديق همهء مسلمانان است و مرجع حل اختلافات به شمار مىآيد . در مقابل ، بخشهاى ديگرى از سنّت ، محل اختلاف است كه در اين حالت ، هر يك از فرقههاى اسلامى بايد به بخشهاى مورد تأييد طرف مقابل ، احتجاج نمايند ؛ چرا كه در غير اين صورت احتجاج آنان ، حجّت معتبر ، تلقّى نمىشود .
آداب مناظره و گفت و گو در اصول دين (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٥