« خدا و رسول » ارجاع دهند و هيچ كدام « در كارى كه خدا و رسول او حكم كنند ، اراده و اختيارى ندارند » .
فراتر اين كه « به پروردگارت سوگند » كه هيچ يك « ايمان نخواهند آورد » مگر آن كه پيامبر را داور قرار دهند و درباره حكم پيامبر « هيچ گونه اعتراضى در دل نداشته باشند و به طور كامل ، تسليم باشند » .
آرى ، رجوع به قرآن كريم ، آن چنان روشن است كه نمىتوان در مورد آن ترديدى به دل راه داد ؛ چرا كه به تعبير قرآن ، اين كتاب آسمانى « لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ » ؛ « 1 » به « زبان عربى روشن » نازل شده است و در صورت امكانِ فهم معانى الفاظ قرآن - حتّى از طريق مراجعه به فرهنگهاى لغت و كتابهاى مخصوص شرح معانى الفاظ قرآن - بايد به قرآن رجوع نمود و همچنين ، بايد سنّت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله را - كه براى هدايت امّت مبعوث شده است - ملاك عمل قرار داد .
از طرف ديگر ، مسلمانان به سنّت معتبر نبوى ، نيازمند هستند ؛ چرا كه سنّت نبوى ، دومين منبع حقّ و حقيقت به شمار مىآيد و براى فهم الفاظ مبهم قرآنى ، شناخت قيود يك عبارت مطلق ، يا تخصيص زنندههايى كه در مورد آيات در ظاهر عام وجود دارند و . . . ،
هامش
( 1 ) . سوره نحل : آيه 103 .