واقعيت اين است كه علماى بزرگ اهل سنّت به تفصيل در اين باره سخن گفتهاند و براى تأويل آن به بيراهه رفتهاند .
توجيه اشكال يكم
مانعى ندارد كه اشكال نخست با تفسير سنّت خلفا به « طريقه » ، حل و فصل شود . شارحانى چون صاحب كتاب سبل السّلام ، ملّا على قارى و مباركفورى اين تفسير را بر گزيدهاند .
شوكانى در تأييد اين تفسير مىگويد :
« آن چه شايان توجّه و غايت اصلى به شمار مىآيد اين است كه بر پايهء زبان عربى ، به دلالت لفظى اين تركيب عمل شود ، بنابراين « سنّت » به معناى « طريقه » است و رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به بيان اين نكته پرداخته كه به طريقهء من و طريقهء خلفاى راشدين ، تمسّك جوييد و در واقع طريقهء خلفاى راشدين ، عين طريقهء نبوى بوده ؛ چرا كه آنان در علاقمندى و عمل همه جانبه و مداوم به سنّت نبوى از همهء مردم پيشى مىگرفتند و در كوچكترين امور - تا چه رسد به بزرگترين مسائل - از مخالفت با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله پرهيز مىكردند » .
پاسخ از اين توجيه
به نظر ما به همان ترتيب اشكال يكم حل و فصل مىشود . همهء علماى مذكور - بدون توجه به ظهور روايت در تفاوت ميان سنّت
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠٦