هر جايى كه فتح مىشد همين فرمان را در مورد آن صادر مىنمود . « 1 » سعد بن ابى وَقّاص به فرمان عمر همه كتابهاى ايرانيان را به دريا ريخت . « 2 » او دربارهء كتابهاى مدائن نيز همين گونه رفتار كرد ، تا جايى كه كتابهاى پيامبران پيشين نيز از اين قانون مستثنا نبودند . « 3 » ما ادّعا نمىكنيم كه همه مطالب آن كتابها صحيح و درست بوده است ، امّا اين رفتار با كتاب و كتابخانه ، نشانگر دشمنى عمر با علم و دانش است . بسيارى از اين علوم حاصل تجربه بشر در زمانهاى طولانى است .
در واقع اين گونه رفتار نابودى تمدّن بشرى است ، در اين شيوه حكومتى كسى حق ندارد از قرآن چيزى بپرسد ، فقط همين متن عربىآن را هر كه بلد است بخواند ، اما اگر معناى كلمهاى از آن را نفهميد حقّ سؤال ندارد ، و گرنه تازيانه خليفه مسلمانان پشتش را مىنوازد . در نقلى آمده است :
پس از آن كه عراق فتح شد شخصى از آن سامان به نام « صبيغ عراقى »
هامش
( 1 ) . كشف الظنون : 330
( 2 ) . كشف الظنون : 1 / 679 ، تاريخ ابن خلدون : 1 / 50
( 3 ) . المصنف ابن عبدالرزاق : 6 / 114 ح 10116 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 12 / 101 ، كنز العمّال : 1 / 374 ح 1632