تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افكار ابن تيميه در بوته نقد (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
صادر مىكنند كه در تمام قلمرو فتح شده به الگوهاى واقعى اسلام دشنام دهند ، دروازهء دانش شهر نبوى را لعن نمايند ؛ چرا كه اگر مردم آن‌ها را به عنوان مرجع دينى و علمى بپذيرند ، كار تمام است . بايد دست مردم را از علوم خودشان نيز كوتاه نمود ، نبايد گذاشت آن‌ها از كتاب‌ها و كتابخانه‌هاى خود استفاده كنند . از اين رو ، نخستين فرمانى كه در كشورهاى تازه فتح شده اجرا مىشود ، به آتش كشيدن كتاب‌ها و كتابخانه‌هاست ؛ آتشى كه با آن مىتوان حمام‌هاى شهر را گرم كرد تا مردم به وظيفهء شرعى استحمام عمل كنند . به اين نمونه توجه كنيد : پس از آن كه عمرو عاص به دستور عمر ، شهر اسكندريّهء مصر را فتح كرد ، يكى از دانشمندان اسكندريّه به نام يحيى غراماطى نزد او آمد . عمروعاص مىدانست كه او چه كسى است و چه مقدار به علوم مختلف احاطه دارد ، از اين رو او را گرامى داشت و مرتب از او مطالب علمى و دانش‌هاى مختلف بشرى را مىآموخت ؛ زيرا عمرو انسان عاقل و نيك‌انديشى بود و خوب به سخن دانشمندان گوش فرامىداد . روزى يحيى به او گفت : تو تمامى مناطق اسكندريه را در تصرّف خود درآوردى و هر چه در آن بود بر آن مهر زدى ، هر چيزى كه به درد تو مىخورد ، ارزانى خودت ، ما با آن كارى نداريم ، اما آن چه كه