زمان خلافتش با كفار نبرد كند حتى يك شهر هم فتح نكرد و يك كافر را هم نكشت ، بلكه مسلمانان شروع به كشتن يكديگر كردند تا آن جا كه كفار ، مشركان و اهل كتاب در شرق ممالك اسلامى و نيز در شام به آنها طمع نمودند ؛ به گونهاى كه گفته شده آنها برخى از شهرهاى مسلمانان را تصاحب كردند . اين چه عزتى است كه در زمان خلافت او نصيب اسلام شد ؟ ! . . . .
بنابراين ، اسلام نزد شيعيان ، همان خوارى آنهاست و ما در ميان هواپرستان ذليلتر از رافضىها نداريم . « 1 » معيار عزّت و ذلّت و نفع و مصلحت در نزد ابن تيميّه فقط شمشير ، خونريزى و كشورگشايى است و كسى عزيز خواهد بود كه به هر قيمت اين كار را انجام دهد ، گرچه به قيمت محو الگوهاى اسلام ، ايجاد تنفّر و وحشت در دل مردم از اسلام ، جلوگيرى از انتشار فرهنگ آن ، باشد . مهم افزايش قلمرو حكومتى است .
در اين نوع كشورگشايى پس از قتل و غارت ، فرمان صادر مىكنند كه كسى حق ندارد از پيامبر براى مردم چيزى نقل كند ، مبادا مردم بفهمند كه روش پيامبر غير از اين بوده است . آن گاه بخشنامه
هامش
( 1 ) . منهاج السنّه : 8 / 241 و 242