پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود : اى انس ! در را باز كن و او را به بهشت و خلافت بعد از من بشارت بده .
انس مىگويد كه گفتم : اى رسول خدا ! او را از اين موضوع آگاه سازم ؟
فرمود : آرى ، آگاه ساز .
وقتى در را گشودم ابوبكر پشت در بود . به او گفتم : تو را به بهشت و به خلافت بعد از پيامبر عليه الصلاة والسلام بشارت مىدهم ( ! ) .
انس مىگويد : سپس فرد ديگرى آمد ، پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود :
اى انس ! در را برايش باز كن و او را به بهشت و به خلافت بعد از ابوبكر بشارت بده .
گفتم : او را از اين موضوع آگاه سازم ؟
فرمود : آرى .
انس مىگويد : وقتى در را گشودم عمر پشت در بود . به او نيز بشارت دادم ( ! )
سپس فرد ديگرى آمد . پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود : اى انس ! در را برايش باز كن و او را به بهشت و خلافت بعد از عمر مژده بده و اين كه او كشته خواهد شد .
انس مىگويد : وقتى خارج شدم عثمان پشت در بود .
انس مىگويد : عثمان خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله وارد شد
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٦٣