استحقاق وى براى خلافت و جانشينى است ؛ به خصوص آن كه ثابت شده كه اين قضيّه در واپسين لحظات زندگى پيامبر صلى اللَّه عليه وآله رخ داده است ؛ همان موقع كه آن حضرت به مردم امر فرمود كه كسى جز ابوبكر پيش نماز آنان نشود !
البتّه برخى از علما ادّعا كردهاند كه واژهء « در » كنايه از خلافت است و امر به بستن آن كنايه از طلب خلافت است ؛ گويى آن حضرت فرموده است كه هيچ فردى جز ابوبكر نبايد خلافت را طلب كند ؛ ولى براى ابوبكر در طلب آن باكى نيست ( ! )
ابن حبّان نيز بعد از آن كه اين حديث را نقل كرده است ، به همين مطلب تمايل يافته و مىگويد :
اين حديث بيانگر اين است كه ابوبكر ، جانشين پيامبر صلى اللَّه عليه وآله است ؛ چرا كه پيامبر با سخن : « هر دريچهاى را كه به مسجد باز مىشود ببنديد » طمع مردم را از خلافت پس از خود ، قطع كرده است .
برخى از عالمان اهل سنّت اين ادّعا را تقويت كرده و گفتهاند :
خانه ابوبكر در « سُنح » ، از منطقهء عوالى مدينه بوده - چنان چه به زودى در بخش بعدى اين موضوع بيان خواهد شد - از اين رو خانه او دريچهاى در مسجد نداشت .
ابن حجر در ادامه مىافزايد : اين استناد ضعيف است ؛ زيرا اگر ابوبكر خانهاى در منطقه « سنح » داشته باشد ، مستلزم اين نيست كه
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٦٠