به موضوعى اختصاص داد كه هيچ فرد ديگرى در آن شريك نيست .
بنابراين سزاوارترين موضوعى كه مىتوان آن را بدان تأويل كرد ، امر خلافت است . البته پيامبر صلى اللَّه عليه وآله با دستور دادن به ابوبكر درباره امامت در نماز - كه به طور كلى مسجد براى همان نماز بنا شده است - مردم را بيشتر به امر خلافت راهنمايى كرد .
خطّابى در اين مورد مىگويد : گمان ندارم كه اثبات قياس قوىتر از اجماع و اتفاق نظر صحابه بر جانشينى ابوبكر باشد ؛ چرا كه صحابه در مسأله جانشينى ابوبكر به بزرگترين امر دينى - يعنى نماز - استدلال كردند و بقيه مسائل را بر آن قياس نمودند . و پيامبر صلى اللَّه عليه وآله همواره از در خانهاش ( درى كه به مسجد باز مىشد ) براى نماز خارج مىشد . پس بستن همهء درها جز درِ خانه ابوبكر بيانگر اين است كه ابوبكر از آن در براى نماز خارج شود . گويى پيامبر صلى اللَّه عليه وآله به بستن تمام درها جز در خانه ابوبكر امر كرده است تا فردى كه جانشين پيامبر خواهد شد نيز اين كار را به اين صورت انجام دهد . « 1 » عينى در بخش مناقب ، سخن خطّابى ، ابن بطّال و ابن حبّان را - كه ابن حجر نيز آن را ذكر كرده - مىآورد و مىافزايد : انس مىگويد : روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله وارد باغى شد ، فردى آمد و در زد .
هامش
( 1 ) . عمدة القارى : 4 / 245