البته اين سخن در رد ديدگاه خطّابى ، ابن بطّال و پيروان آنهاست ؛ همچنين ردّى است بر خود ابن حجر كه اين گونه جمع را برگزيده و با وجود اين ، كلمات آنان را نقل مىكند ؛ مگر آن كه گفته شود : خود ابن حجر اين نظريه را نپسنديده است ، چنانچه پيشتر در نقل آن مطالب به اين ديدگاهش اشاره كرديم كه گفت : « و ادّعا كردهاند . . . » .
حقيقت امر در حديث سدّ الأبواب
با توجه به آن چه بررسى شد ، روشن شد كه هيچ يك از مواردى كه در جمع بين دو قصه ذكر كردهاند ، تمام نيست . از طرفى سخنان عالمان اهل تسنّن در اين جا در نهايت آشفتگى است . اين آشفتگى فقط به جهت خوددارى آنان از ارائه حق و اعتراف به واقعيتهاست .
بنابراين ، حقيقت امر در اين حديث چنين است :
روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله دستور داد كه تمام درهايى كه به مسجد باز مىشدند بسته شود و اين به جهت منزّه داشتن مسجد از پليدىها و دور نگهداشتن آن از آلودگىها بود . حتى درِ خانه عمويش حمزه سيدالشهداء عليه السلام را با وجود برترى و خويشاوندى و مقام رفيعش بست .
احاديثى كه بيانگر علّت بستن درها هستند - و ما آنها را يادآور شديم - نزد شيعه و سنى بسيار است .