سنّت امام شود ، و اگر در سنّت نيز مساوى بودند ، پيشى گيرندهترين آنها در هجرت امام شود » بيانگر اين است كه به طور مطلق بايد كسى كه قرائت بهترى دارد ، مقدّم شود .
ابن حجر پس از نقل سخن نَوَوى مىگويد : اين مطلب واضح است ؛ چرا كه دو سخن مغايرت دارند . « 1 »
بررسى اقوال دگرگون
آرى ، اختلافات و چارهجويىهايى را كه علماى اهل تسنّن در اين موضوع ارائه دادهاند خوب ملاحظه كنيد . همهء اين چارهجويىها بهترين دليل بر ناتوانى آنها در حل اشكال است ، و گرنه چه وجهى وجود دارد كه حديث « پيش نماز كردن بهترين قارى » فقط بر صدر اسلام حمل شود ؟ ! يا براى چه حديث بر افقه بودن حمل شود ؟ ! و آيا به راستى ابوبكر افقه بود ؟ !
امّا وجه ديگرى را نَوَوى به اصحابش نسبت داده است كه ابن حجر آن را ردّ كرده است و در نتيجه خواهيم ديد كه همان اصحاب ، يا به وجوب تقديم بهترين قارى اعتراف مىكنند يا ساكت مىمانند !
به تحقيق آن چه كه در دو كتاب بخارى و مسلم در آن اتّفاق نظر
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 2 / 217 و 218 .