مىدانست كه اين فرمان از طرف پيامبر صلى اللَّه عليه وآله نبوده و عمر نيز از اين موضوع به خوبى آگاه بود ؛ به همين جهت عمر در پاسخ ابوبكر گفت : « تو بر آن كار شايستهترى » و ابوبكر نيز به عمر گفت : « تو براى مردم نماز بخوان » . اين گفت و گو و تعارف همانند سخنى است كه ابوبكر در سقيفه رو به حاضران كرد و گفت : با هر يك از دو مرد كه مىخواهيد - عمر و ابو عبيده - بيعت كنيد !
7 . پيامبر خدا با تكيه بر دو نفر از خانه خارج شد
با توجّه به متونى كه در اين داستان آمده ، گرچه در برخى از الفاظِ حديث دربارهء خروج پيامبر صلى اللَّه عليه وآله براى نماز اصلًا سخنى به ميان نيامده و در بعضى از آنها ، بدون ذكر چگونگى خروج فقط به آن اشاره شده است ، ولى در روايت مفصّلى كه عبيداللَّه از عايشه نقل كرده كه از عايشه خواست كه از بيمارى رسول خدا او را باخبر سازد ، چنين آمده است :
پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در خود احساس سبكى كرد و در حالى كه بين دو مرد كه يكى از آنها عبّاس بود تكيه كرده بود خارج شد .
در حديث ديگرى از عايشه آمده است :
پيامبر در حالى كه به دو مرد تكيه داده بود از خانه خارج شد ، گويى مىديدم كه پاهاى آن حضرت به زمين كشيده مىشود .
و در حديث سوم اين گونه آمده است :