اكنون اين پرسش مطرح است كه به راستى آنها چه كسانى هستند ؟
آرى ، آنها همان بكريّه هستند ! !
علّامهء معتزلى دربارهء اين موضوع مىگويد :
هنگامى كه بكريّه متوجّه كارهايى كه شيعه انجام داده بود شدند « 1 » براى مقابله با آن احاديث ، احاديثى را براى ابوبكر جعل كردند ، به عنوان نمونه ، آنها روايتِ « لو كنت متّخذاً خليلًا . . . » ؛ « اگر مىخواستم دوستى برگزينم . . . » را در مقابل حديث إخاء ( اخوّت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله با اميرالمؤمنين عليه السلام ) جعل كردند .
و در مقابل حديث سدّ الأبواب ( بستن درها ) ، حديث ديگرى به سود ابوبكر ساختند ؛ زيرا آن حديث در فضيلت على عليه السلام بود .
حديث ديگرى نيز از زبان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله شنيدند و آن را اين گونه واژگون كردند :
إيتوني بدواة وبياض اكتب فيه لأبي بكر كتاباً لا يختلف عليه إثنان ؛
دوات و كاغذى براى من بياوريد تا نوشتهاى در مورد ابوبكر بنويسم كه ديگر دو نفر در مورد او اختلاف نكنند .
هامش
( 1 ) نويسنده شرح المواقف و ديگران نوشتهاند : « شيعه در مورد امامت امير مؤمنان على عليه السلامبه احاديثى كه اهل سنّت در فضيلت و برترى آن حضرت به صورت - نص جلى يا خفى - روايت شده است ، استدلال مىنمايند » .