مَناوى نيز در شرحش در اين زمينه مىگويد : اگر كسى بگويد كه اين حديث معارض است با آن چه كه نويسندگان كتابهاى معتبر بر آن اعتقاد دارند كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله بر خلافت احدى تصريح نكرده است ، در پاسخ مىگويم : منظور آنها اين است كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله به طور آشكار تصريح نكرده است . از طرفى اين حديث ، همانطور كه خلافت را در بر دارد ، اقتدا به آنها را در رأى ، مشورت ، نماز و موارد ديگر نيز در بر مىگيرد « 1 » .
با توجّه به آن چه گذشت ، دانستيم كه استدلال كنندگان به اين حديث - در همهء زمينهها ابتدا در بخش خلافت و امامت و سرانجام در بخش اجتهاد و اجماع - همان بكريه و پيروان آنها هستند .
بنا بر اين ، اكثريّت از مدلول و مفاد اين حديث اعراض مىكنند . . .
و استدلال كنندگان به آن گروهى هستند كه نسبت به ابوبكر و امامتش تعصّب دارند . . . و اين يكى از وجوه جعل آن است . . . .
حافظ ابن جوزى در اين زمينه مىگويد : جماعتى كه بهرهاى از علم ندارند ، از روى تعصّب ادّعاى تمسّك به سنّت مىكنند و براى ابوبكر فضايلى را جعل مىكنند . . . « 2 » .
هامش
( 1 ) فيض القدير : 2 / 72 .
( 2 ) الموضوعات : 1 / 225 .