پس به همين سبب آن چه گفته شده كه ايجاب با اين تأويل منافات دارد ، دفع مىشود . . . « 1 » .
آن چه گذشت نمونهاى از استدلالهاى اهل سنّت به حديث اقتدا در مسائل فقهى و اصولى بود ؛ ولى از مجموع اين سخنان روشن مىشود كه بيشتر علماى اهل سنّت معتقدند كه اجماع آن دو تن حجّت نيست .
با اين حال اگر بر همين سخن ( عدم حجيّت ) اين مطلب را ضميمه كنيم كه بيشتر علما بر اين باورند كه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله بر خلافت هيچ كس پس از خودش تصريح نكرد - آن سان كه در المواقف و شرح آن آمده است كه امام حق پس از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله ابوبكر است - امامت او با اجماع ثابت مىشود ، گرچه برخى از علما نيز در اين مورد توقّف كردهاند كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله - بر خلاف نظر بكريه - بر خلافت هيچ فردى تصريح نكرده است ؛ زيرا آنها مىپندارند كه نصّى بر خلافت ابوبكر وجود دارد .
همچنين بر خلاف نظريه شيعه كه تصوّر مىكنند براى امامت على كرم اللَّه وجهه نصّى وجود دارد - چه نص آشكار و چه پنهان - اما سخن حق در نزد عموم علما نفى اين دو نظريه ( بكريّه و شيعه ) است « 2 » .
هامش
( 1 ) فواتح الرّحموت بشرح مسلّم الثبوت : 2 / 231 .
( 2 ) الشيخ محمّد عبده بين الفلاسفه والكلاميّين : 2 / 643 و 644 .