مىگويد : ما نه يزيد را دوست مىداريم و نه سبّ و سرزنشش مىكنيم . در جايى ديگر مىگويد :
كان [ يزيد بن معاوية ] ناصبياً فظّاً غليظاً جلفاً . يتناول المسكر ويفعل المنكر .
افتتح دولته بقتل الشهيد الحسين واختتمها بواقعة الحرّة ، فمقته الناس و لم يبارك في عمره ؛ « 1 » يزيد از دين خارج شده است . او سنگ دل و فردى بىعقل است كه همواره مست بود و مرتكب اعمال زشت مىشد . دولت او با كشتن حسين آغاز و با واقعهء حرّه پايان يافت و به نفرين مردم عمر او بركت پيدا نكرد .
غزالى نيز آن سان كه ما از إحياء علوم الدين نقل كرديم ، با تناقض گويى اظهار مىكند : شما يزيد را لعن نكنيد و ذكر خدا گفتن از لعن كردن بهتر است ؛ چرا كه شايد يزيد دستور به قتل سيّدالشهداء عليه السلام نداده و شايد توبه كرده باشد ؛ از اين رو براى او طلب بخشش كنيد !
غزالى در كتاب ديگر خود به نام سرّ العالمين وكشف ما فى الدارين كه در اواخر زندگىاش نوشته است ، خلاف چنين حرفى را مىزند و يزيد را مورد سرزنش قرار مىدهد . « 2 » البتّه برخى مىگويند : اين كتاب براى ابوحامد غزالى نيست و در انتساب اين كتاب به غزالى ترديد نمودهاند ، همان طورى كه درباره انتساب كتاب الإمامة والسياسه به ابن قتيبه ترديد مىكنند .
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : 4 / 37 - 38 .
( 2 ) . سرّ العالمين : 23 . گفتنى است كه وى در اين كتاب مطالبى پيرامون حديث غدير و اينكه برخى از صحابه نقض بيعت كردهاند را بيان مىكند و همه چيز را بر ملا مىنمايد . برخى از علما احتمال مىدهند كه اين شخص در اواخر عمرش مستبصر شده باشد .