امام حسين عليه السلام در پاسخ مىفرمايند :
صدقتَ ، للَّه الأمرُ ، واللَّه يفعل ما يشاء وكلّ يوم ربّنا في شأن ؛ « 1 »
آن چه گفتى صحيح است ؛ اما همه امور به دست خدا است . آنچه مىخواهد انجام مىدهد و ما تابع ارادهء او هستيم .
آرى ، امام حسين عليه السلام مىدانستند و به همين جهت بود كه به فرزدق اين گونه فرمودند و به فرد ديگرى نيز فرمودند :
إنّي رأيت رؤيا ورأيت فيها رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله وأمرني بأمر . . . .
امام حسين عليه السلام در بين راه نامهاى به واسطهء « قيس بن مسهّر » براى اهل كوفه فرستاد . در همين هنگام بود كه همه بخشهاى شهر كوفه و تمام مسيرهايى كه به آن شهر منتهى مىشد ، تحت مراقبت شديد مأموران حكومتى بود و هيچ كس نمىتوانست وارد شهر و يا از آن خارج شود ، مگر اين كه شناسايى گردد . در چنين شرايطى قيس بن مسهّر توسّط حصين بن نمير - كه يكى از بزرگان شام و از ياوران قوى و طرفداران معاويه و يزيد است - دستگير شد ؛ ولى به هنگام بازرسى تا خواستند نامه را از او بگيرند ، قيس آن را پاره كرد .
گفتند : چرا نامه را پاره كردى ؟
گفت : نمىخواهم از مفاد نامه مطّلع شويد و اين كه نامه براى چه كسى نوشته شده است .
او را به نزد ابن زياد فرستادند . ابن زياد به او دستور داد كه بايد بر فراز منبر و در حضور مردم اميرالمؤمنين على و سيّدالشهداء را لعن كنى !
او قبول مىكند ! آن گاه بر فراز منبر مىرود و چنين مىگويد :
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبري : 4 / 290 ؛ الكامل فى التاريخ : 4 / 40 ؛ البداية والنهايه : 8 / 180 .