تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ما كتب إليّ من كتب إلّامكيدةً لي وتقرّباً إلى ابن معاوية ؛ « 1 » نامه‌اى براى من نوشته نشد مگر از روى حيله و نيرنگ به من و نزديك شدن به فرزند معاويه . از آن حضرت سؤال كردند كه چرا اهل و عيال خود را همراه مىبريد ؟ ايشان در جواب فرمودند : ما أرى إلّاالخروج بالأهل والولد ؛ « 2 » من راهى جز خروج با اهل و فرزندانم در پيش راه خود نمىبينم . حضرت سيّدالشهداء عليه السلام در جايى ديگر با تأكيد بر اين مطلب فرمودند : أعلم علماً أنّ هناك مصرعي وهناك مصارع أصحابي لا ينجو منهم إلّاولدي علي ؛ « 3 » من علم حتمى دارم كه همانا ، آن جا محل شهادت من و اصحاب من است و از ما كسى جز فرزندم على باقى نمىماند . آرى ، به راستى امام حسين عليه السلام مىدانستند كه احدى جز امام سجّاد عليه السلام باقى نمىماند . چرا با اين آگاهى ، زن‌ها و فرزندان را به همراه خود بردند ؟ حضرتش در پاسخ اين سؤال فرمودند : إنّ اللَّه قد شاء أن يراهنّ سبايا ؛ « 4 » خداوند مىخواهد آن‌ها را اسير ببيند . شاعر معروف ، فرزدق در ميان راه با آن حضرت ملاقات مىكند و پس از سلام و عرض ارادت ، به حضرتش مىگويد : وضع كوفه وضع مناسبى نيست .
هامش
( 1 ) . أنساب الاشراف : 3 / 185 . ( 2 ) . الأخبار الطوال : 244 . ( 3 ) . دلائل الامامه : 182 ؛ نوادر المعجزات : 107 ؛ اللهوف : 39 ؛ بحار الأنوار : 44 / 364 . ( 4 ) . اثبات الوصيه : 126 ؛ اللهوف : 63 ؛ بحار الأنوار : 44 / 364 .