فرستادند .
نعمان تظاهر به صلح دوستى و رأفت كرد
ياران حضرت مسلم عليه السلام در چنين موقعيتى احساس امنيت كردند و به تعبيرى ، سادگى به خرج دادند و شروع به جمع آورى پول و اسلحه نمودند و مسئول اين كار ، مسلم بن عوسجه بود .
به اين ترتيب ، مسئلهء حضرت مسلم عليه السلام و هدف از آمدنش به كوفه آشكار شد و خلاف آن چه كه امام حسين عليه السلام بر پنهان كردنِ آن امر فرموده بود ، اتفاق افتاد .
ناگفته نماند كه جناب مسلم ( العياذ باللَّه ) خلاف دستور امام حسين عليه السلام عمل نكرد ؛ بلكه دسيسههاى دشمن و بعضى از اشتباهات پيروان و ياران ايشان ، موجب آشكار شدن مطلب شد .
با اين بيان ، آيا سخنان و رفتارهاى نعمان طبيعى و مسالمتآميز بوده است ؟ و آيا شكايت عمر سعد و ديگران مؤثر واقع شده و اساساً از ناحيهء حكومت مركزى به رفتارهاى او اعتراضى شده است ؟
خير ! او مأموريت داشته كه اين گونه رفتار كند و سخن گويد ؛ چرا كه همين نعمان پس از عزل از ولايت كوفه و نصب عبيداللَّه بن زياد ، با كمال سلامت به شهر شام بازگشت .
جالب اين كه معاويه حُكمِ عبيداللَّه بن زياد را براى سرپرستى شهر كوفه و بصره ، با دست خود نوشته و آن را به سرجون سپرده بود كه چند ماه پس از مرگ معاويه آن نامه فاش شد . آرى ، معاويه با دست خود اين حكم را نوشته است .