تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

چكيده و نتيجه

تا اين جا نتيجه تحقيق را مىتوان اين گونه خلاصه نمود : يكم : شهادت سيّدالشهداء سلام اللَّه عليه به معاويه و به خلفاى بالاتر از او ( الأعلى فالأعلى ) منسوب مىشود ؛ زيرا همان خلفا باعث به سر كار آمدن يزيد شدند . دوم : معاويه طرّاح اصلى نقشهء شهادت سيّدالشهداء عليه السلام در عراق و يزيد نيز مجرى اين طرح بوده است . اين نتيجه ، از مجموعهء مسائلى به دست مىآيد كه عبارتند از : 1 . معاويه - بنا بر روايت شيعه و سنّى - وصيت كرده كه « ارعد وأبرق له ؛ حسين را بترسان امّا هرگز به او آسيبى نرسان و هر جا كه خواست ، برود » ؛ 2 . قاتلان پدرش و خيانت‌كارانى كه برادرش را تنها گذاشته‌اند ، او را به عراق دعوت خواهند كرد ؛ 3 . نامه‌هاى كسانى كه حضرت را براى بنيان‌گذارى حكومتى جديد به كوفه فرا خوانده بودند ، در زمان حيات معاويه به مدينه رسيد و حكومت به هيچ يك از آن نامه نگاران تعرّض و تعدّى نكرد ؛ 4 . بركنارى مروان والى مدينه ، چرا كه وى هميشه در فكر قتل امام عليه السلام بوده است ؛ 5 . برخوردهاى واليان مدينه و مكّه . به رغم اين كه هر كدام از اين واليان از شجرهء خبيثهء بنواميّه هستند ؛ ولى با سيّدالشهداء عليه السلام برخورد سختى نكرده‌اند . در حالى كه گفتيم ، مروان به وليد اصرار كرد كه هم اكنون حسين را به قتل برسان و وليد به حضرت گفت : در امان خدا ، بفرماييد ! و وقتى خبر رفتن حضرت از مدينه به او رسيد ، گفت : « الحمد للَّه ! » . هيچ نوشته و مدركى وجود ندارد كه بنا بر آن بتوان مدعى شد كه والى مدينه
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 121 | السيد علي الحسيني الميلاني