تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
الحمد للَّه الّذي خرج و لم يبلتني بدمه ؛ « 1 » خدا را سپاس كه او از مدينه خارج شد و دستم به خون او آغشته نگشت ! مهم‌ترين وجالب‌ترين نكته‌اى كه در برخورد وليد با امام حسين عليه السلام به چشم مىخورد ، روايتى است كه بلاذرى آن را نقل كرده است . او مىگويد : پس از آن‌كه وليد ، امام حسين عليه السلام را احضار كرد و به او گفت : « برو به سلامت » ، به آن جناب رو كرد و گفت : لو علمت ما يكون بعدنا لأحببتنا كما أبغضتنا ؛ « 2 » اگر بدانى كه پس از اين از ديگران چه خواهى ديد ، به همين اندازه كه اكنون از ما بدت مىآيد ، ما را دوست خواهى داشت .

سفارش‌هاى معاويه به يزيد در كتاب‌هاى شيعى

وصيّت معاويه به يزيد در كتاب‌هاى شيعه نيز وجود دارد . شيخ صدوق رحمة اللَّه عليه مىگويد : فردى از امام صادق عليه السلام دربارهء شهادت سيّدالشهداء عليه السلام پرسيد ؟ حضرت فرمودند : پدرم از پدرش اين گونه نقل فرمود : معاويه در حال احتضار بود كه يزيد را طلبيد و او را نزد خود نشاند و به او اين گونه سفارش كرد : فرزندم ! من گردن‌هاى سركش را براى تو ذليل كرده‌ام و سرزمين‌ها را براى مالكيت تو آماده نموده‌ام ؛ ولى از سه نفر كه در مقابل تو هستند ، مىترسم و اين سه تن در مقابل تو دردسر ساز مىشوند كه عبارتند از : عبداللَّه بن عمر بن خطّاب ،
هامش
( 1 ) . الإرشاد : 2 / 34 . ( 2 ) . أنساب الاشراف : 3 / 157 .