تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
به راستى آيا با برخورد وليد و اين سخن مروان ، سرّ عزل مروان و نصب وليد را نمىتوان فهميد ؟ مروان در ادامه افزود : عصيتني ، لا واللَّه لا يمكّنك مثلها من نفسه أبداً ؛ به خدا سوگند ! ديگر دست تو به حسين نمىرسد و نمىتوانى او را دست‌گير كنى ! وليد در پاسخ گفت : الويح لغيرك يا مروان ! إنّك اخترت لي الّتي فيها هلاك ديني ودنياي . واللَّه ما أحبُ أنّ لي ما طلعت عليه الشمس وغربت عنه من مال الدنيا وملكها وإنّي قتلت حسيناً . سبحان اللَّه ! أقتل حسيناً إن قال : لا أبايع ؟ واللَّه إنّي لأظنّ أنّ امرءاً يحاسب بدم الحسين خفيف الميزان عنداللَّه يوم القيامة ؛ « 1 » اين چه حرفى است كه مىزنى ؟ كارى كنم كه در آن هلاكت دنيوى و اخروى باشد ؟ ! اگر تمام دنيا را به من بدهند تا اين‌كه حسين را بكشم قبول نمىكنم . سبحان اللَّه ! حسين را بكشم فقط به اين جهت كه مىگويد بيعت نمىكنم . قاتل او در نزد خدا ، پرونده‌اش بىچيز است . ما كلام وليد را نقل كرديم ؛ اما كسى گمان نكند كه وليد دوست‌دار سيّدالشهداء عليه السلام بوده است . نه ، او طرح و نقشه‌اى را كه معاويه براى او طراحى كرده بود اجرا مىكرده است ! اين مطلب را به زودى ثابت خواهيم كرد . از آن چه كه ذكر شد ، معلوم مىشود كه بين رفتار وليد بن عتبه و وصيّت معاويه به يزيد در رويارويى با امام حسين عليه السلام و ابن زبير هم آهنگى وجود داشته است .
هامش
( 1 ) . الإرشاد : 2 / 33 - 34 ؛ الفتوح : 5 / 14 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 252 .