از مردم خوشآيند نمىبينند ، مىگويند : اين دروغ است . چنين حالتى و يا سخنى با ايمان و تديّن سازگار نيست . از اين رو بايد گفت غلو و تقصير هر دو حرامند و بايد به گونهاى بود كه نه از مقصّران به شمار رويم و نه از غاليان ؛ نه به سان افرادى كه ائمّه عليهم السلام را بيش از آن چه هستند بالا مىبرند و نه مانند افرادى كه شأن ائمّه عليهم السلام را از آن چه هستند پايين مىآورند .
از طرفى ، بر ائمّه عليهم السلام نمىتوان دروغ بست . اين كه مىفرمايند : « در مورد ما هر چه مىتوانيد بگوييد » به اين معنا نيست كه شما آزاديد هر چه دلتان مىخواهد بگوييد ، گرچه دروغ باشد .
خود عبارت « قولوا فينا ما شئتم ؛ آن چه خواستيد درباره ما بگوييد » قرينهء متّصله است كه نبايد به آنان دروغ بست . چيزى كه دليل ندارد و خلاف واقع است ، نبايد به آن بزرگواران نسبت داد .
براى نمونه ، اگر كسى بىدليل بگويد : امام عليه السلام هر شب در ماه مبارك رمضان به پنجاه هزار نفر غذا و افطارى مىداده ، دروغ است و آن را به امام عليه السلام نمىتوان نسبت داد .
بنابراين ، نه بايد به راه غلو رفت و نه به راه تقصير ، همان گونه كه اگر طبق سند معتبرى مطلب حقّى دربارهء ائمّه عليهم السلام برسد ، بايد آن را پذيرفت ، اگر دروغ باشد ، نبايد آن را پذيرفت .
پس انسان در مقام مدح و ستايش ائمّه عليهم السلام بايد طورى باشد كه به آن چه در شأن ايشان وارد شده معتقد شود و اين امر مهمّى است ، گرچه عقل او به آن جا كه بايد نخواهد رسيد و هر چه به او مىرسد ، براى فهم آن نيز بايد به خود آنان مراجعه نمايد .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٨٨