واللَّه ، لو علم أبوذر ما في قلب سلمان لقتله ؛ « 1 »
به خدا سوگند ! اگر ابوذر به آن چه در دل سلمان بود آگاه بود ، او را مىكشت .
پس ائمّه عليهم السلام از جانب خداوند متعال نصب شدهاند و چنين مقامهايى به آنان داده شده است كه
من اتّبعكم نجى و من خالفكم هلك ؛
هر كس از شما پيروى كند نجات مىيابد و هر كه با شما مخالفت نمايد هلاك مىگردد .
متابعت و پيروى از ائمّه عليهم السلام اين نتيجه را دارد . آنان چه در اقوال و افعال و چه در تربيت به دنبال صلاح افراد و نجات امت از مهلكه بودهاند ، به گونهاى كه گاهى در همان لحظات پايانى انسان ، در سكرات مرگ ، امام بر سر بالين فردى آمده و همان مقدار حضور ، آن انسان را كه با مرگ دست و پنجه نرم مىكرد ، به طور كلّى عوض كرده است . البته اين جهت به مقدار استعداد و لياقت اشخاص نيز بستگى دارد .
بايد توجه داشت كه ائمّه عليهم السلام به طور مطلق پرچمهاى تقوا هستند و اين مقام هيچ قيدى ندارد ، هم در جهات معنوى و نجات از مهلكههاى معنوى و هم در جهات مادّى و دنيوى . آنان هم براى شيعيان و مسلمانان به طور مطلق پرچم تقوا هستند و هم براى ديگر افراد بشر ، از بتپرست ، مشرك ، ملحد و از ديگر اديان . هر كه بيايد و جهت راهنمايى و علامت بودن آن بزرگواران را اخذ كند و اين راه را بپيمايد ،
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات : 45 ، باب 11 ، حديث 21 ، در اين منبع آمده است : « مسعدة بن صدقة ، عن جعفر ، عن أبيه قال : ذكرت التقية يوماً عند علي بن الحسين عليهما السلام ، فقال : واللَّه ، لو علم أبو ذر ما في قلب سلمان لقتله ، ولقد أخا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله بينهما فما ظنّكم بسائر الخلق . إنّ علم العالم صعب مستصعب لا يحتمله إلّانبي مرسل أو ملك مقرّب أو عبد امتحن اللَّه قلبه للايمان .
قال : وانّما صار سلمان من العلماء لأنه امرؤ منّا أهل البيت ، فلذلك نسبه إلينا » . ( ر . ك : الكافى : 1 / 401 ، حديث 2 ، بحار الانوار : 2 / 190 ، حديث 25 ) .