تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
راه را خواهد يافت كه آنان براى همه « اعلام التقى » و پرچم‌هاى هدايت هستند . زبان حال اين است كه اى انسان ! تو اين جا بيا و از اين تعليمات پيروى كن و بنگر اين علامت كجا را نشان مىدهد . هر كه خواهى باش ! ما تو را راهنمايى مىكنيم . ائمّه عليهم السلام به راستى پرچم‌هاى تقوا و هدايت هستند . در تعليم و هدايت خلايق ، منع آنان از وقوع در ضرر و زدودن تاريكى مظهر صفات خداوند متعال هستند . آرى ، اين مراتب و الا و اين حالات كجا و آن‌هايى كه در برابر ائمّه عليهم السلام قد برافراشتند و با آنان معارضه نمودند كجا ؟ ! كسانى كه چنين افرادى را بر اين امت تحميل كردند چه جنايتى در حق اين امّت روا داشتند ! مرحوم پدرم « 1 » در يادداشت‌هايش از يكى از علماى هند اين گونه نقل كرده : يكى از مردم هند كه بت‌پرست بود مشكلى برايش پيش آمد . تمام راه‌هاى نجات به رويش بسته شد و راه خلاصى نداشت . او مرد متمكّن و باشخصيّتى بود . فردى او را به يكى از علماى شيعه كه سيّد بزرگوارى بوده راهنمايى مىكند . مرد هندى نزد آن سيّد بزرگوار رفت و مشكل خود را مطرح كرد . سيّد بزرگوار پيش خود فكر كرد و گفت : درست است كه اين مرد بت‌پرست است ؛ ولى امام زمان عليه السلام واسطهء فيض براى همهء خلايق است ، اين فرد نيز نان‌خور امام زمان مىباشد و جزو رعيّت آن حضرت است ؛ از اين رو به آن مرد هندى گفت كه لباس تميز بپوشد و به قبرستان شيعيان برود و در آن جا فرياد بزند : يا مهدى ! يا مهدى ! يا اباصالح ! و . . . . آن فرد هندى به دستور آن سيّد بزرگوار عمل كرد ؛ آن گاه شخصى پيدا شد كه يا خود حضرت بودند و يا از خدّام و ياران . از او مىپرسد : چه مىخواهى ؟ مشكل
هامش
( 1 ) . آيت اللَّه حاج سيد نورالدين ( درگذشته سال 1425 ه ) فرزند ارشد آيت اللَّه العظمى سيد محمّد هادىميلانى رضوان اللَّه عليهما .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 248 | السيد علي الحسيني الميلاني