و در جاى خود در علم فلسفه ، در مسائل اعتقادى و كلامى مطرح مىشود كه بين روح و بدن چه نسبتى است ؟
بىگمان ، بدن در خدمت روح است ، روح انسانى بدن را در مقاصد و اهدافش استخدام مىكند ؛ ولى از آن جا كه بدن نيز در انجام عبادتها ، معصيتها ، خوبىها و بدىها با نفس شريك است ، بايستى در روز معاد هم بدن باز گردد ؛ چرا كه روز حسابرسى و پاداش و عقاب است . اين بحث در معاد جسمانى مطرح شده است .
كوتاه سخن اين كه اگر حقيقت انسان روح باشد ، وجود ائمّه عليهم السلام بر وجود پيامبران پيشى گرفته است ، گرچه آنان از سلالهء پيامبران هستند .
نكتهء دوم : پيشتر گذشت كه نبوّت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله پيش از نبوّت پيامبران ديگر بوده است . در اين باره احاديثى معتبر داريم ، و بر اين اساس علما گفتهاند كه آمدنِ پيامبران سلف و اجداد پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله به جهان هستى مقدّمه آمدن آن حضرت بوده است .
چنان كه بيان شد ، در هر عالَم و جهانى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وجود داشته ، امير مؤمنان على و ائمّه اطهار عليهم السلام نيز بودهاند و از آن حضرت جدا نبودهاند .
به رغم احترامى كه براى همه پيامبران به ويژه اجداد گرامى پيامبر اكرم بايد گزارد ، اشرفيّت و افضليّت پيامبر اكرم و ائمّه عليهم السلام از آنها ، با اين كه « سلالة النبيين » هستند ، منافات ندارد .
نكتهء سوم : با توجّه به مقتضاى حديث نور كه همه فرق اسلامى روايت نموده و همه مسلمانان دربارهء صحّت آن اتفاق دارند - كه در آينده در اين مورد سخن خواهيم گفت - اجداد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بىترديد صاحبان مقاماتى بزرگ بودهاند . اينان وسيلهاى براى آمدنِ آن حضرت به اين جهان بودهاند و همين طور مادرانشان . امّا ظرف يا وسيله بودن صُلب يا رحم براى آمدنِ پيامبر اكرم و ائمّه اطهار عليهم السلام به اين
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٠٦