اين مطلب به شرح و توضيح بيشترى نياز دارد كه چگونه ما براى ائمّه ولايت تكوينى و تشريعى را معتقديم ، و در جاى خود شرح داده خواهد شد . ان شاء اللَّه .
چنان كه گذشت ما در برابر ائمّه عليهم السلام عبد به معناى عبادتگر نيستيم ؛ چرا كه خود آن بزرگواران مىفرمايند :
إنّا عبيد مربوبون . . . ؛ « 1 »
ما بندگان پرورش يافتهايم . . . .
و مىفرمايند :
لا تجعلونا أرباباً . . . ؛ « 2 »
ما را پروردگار قرار ندهيد . . . .
آرى ، ما مطيع ائمّه عليهم السلام هستيم و آنها بر ما تكويناً و تشريعاً ولايت دارند و بالاتر از اين - كه خدا باشند - كفر است و غلو .
كوتاه سخن اين كه ائمّه عليهم السلام سياستگذاران بندگان هستند ؛ يعنى آنان سرپرستان مردم هستند و براى صلاح افراد و جامعه و سعادتمندى آنان از نظر مادى و معنوى منصوب گرديدهاند .
اگر معناى سياست اين گونه باشد ، پس سياستگذارى و تولّى امور همهء بندگان به دست ائمّه عليهم السلام واگذار شده است .
از طرفى ، واژهء « العباد » عموم و اطلاق دارد ؛ يعنى هم آفريدگان بشرى و هم فرشتگان را فرا مىگيرد ؛ فرشتگانى كه « عِبادٌ مُكْرَمُونَ » و بندگان خداوند متعال هستند . امورشان نيز به ائمّه عليهم السلام واگذار شده است .
مگر اين كه گفته شود واژهء « عباد » از ملائكه انصراف دارد . البتّه در اين مورد بايد
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 25 / 270 ، باب 15 ، به نقل از الخصال : 2 / 614 .
( 2 ) . مستدرك سفينة البحار : 7 / 52 .